“ما چهارشنبه داریم آنها می خواهند ما را بسازند!” این جمله ای است که در دو دهه گذشته بهانه ای برای جاده و طرف خطرناک زمین و آسمان شده است.

سلام آنلاین فروتنی رازوانیه در تابناک نوشت:
بررسی عکس که روزنامه نگاری روز سه شنبه از کشور منتشر می کند کشور تلخی که نشانگر این واقعیت تلخ است که فرزندان بیشتری از کودکان مجروح دارد.
آیا بخشی از جامعه ایران تصمیم گرفته است بدون در نظر گرفتن سرعت و قانون چهارشنبه شبانه هشدار ایمنی را باز کند؟
براساس آخرین آمار رویدادها روز چهارشنبه سازمان اعلام شده دولت اعلام شده توسط سازمان اضطراری ایالت اعلام کرد از اوایل ماه مارس در حدود 6000 نفر در این شهر زخمی شدند و چهار نفر کشته شدند.
چرا ما ناخودآگاه ارتش را در روز سبت می کشیم و روز سه شنبه اواخر سال جاری تخت بیمارستان را به دست می گیریم؟
برخی از مادران و پدران فرزندان خود را در خیابان ها گرفتند با هدف این که در هیجان یا تلاش برای “حفظ سنت چهارشنبه” باشند. آیا آنها هنوز هم از اختیارات خود جلوگیری می کنند اکنون که در بیمارستان ها معالجه و مواد مخدر شرکت می کنند و عواقب دیگری نیز در بدن عزیز آنها خواهد بود؟
آیا معقول است که کودک را هنگام رنگ آمیزی در فقر فرهنگ با پرتاب نارنجک و موشک در تلاش برای نشان دادن و تخلیه خط قرمز از خانه خارج کنید؟
هنگامی که برخی از خانواده ها علی رغم مالکیت اتومبیل گرانقیمت هنوز هم فرهنگی برای استفاده از ضد آفتاب وجود دارد.
جراحات کودک در روز چهارشنبه هشدار برای مقامات است. آنها تصمیمات خود را گرفتند كه برخی از والدین آنها را در معرض خطر قرار داده اند تا فرزندانشان.
در کشوری که گروهی از حاکمان کاملاً همه مسائل و مسائل را برای پلیس و سازمان های آنها وزارتخانه ها یا سازمان های آنها کنترل می کنند تا بر چند افسر تأثیر بگذارند.
آیا معقول است که کودک را هنگام رنگ آمیزی در فقر فرهنگ با پرتاب نارنجک و موشک در تلاش برای نشان دادن و تخلیه خط قرمز از خانه خارج کنید؟
هنگامی که برخی از خانواده ها علی رغم مالکیت اتومبیل گرانقیمت هنوز هم فرهنگی برای استفاده از ضد آفتاب وجود دارد.
جراحات کودک در روز چهارشنبه هشدار برای مقامات است. آنها تصمیمات خود را گرفتند كه برخی از والدین آنها را در معرض خطر قرار داده اند تا فرزندانشان.
در کشوری که گروهی از حاکمان کاملاً همه مسائل و مسائل را برای پلیس و سازمان های آنها وزارتخانه ها یا سازمان های آنها کنترل می کنند تا بر چند افسر تأثیر بگذارند.
چه نوع کودک چنین مادر و پدر دارد؟
برخی از افراد زیر سن قانونی که برخی از افسران نمی توانند اصول ساده ای را در دوران کودکی به والدین آموزش دهند چیست؟
وقتی در مورد رشد جمعیت صحبت می کنیم به آموزش عمومی نیاز دارید؟ آیا برای به دنیا آمدن مقامات و شناسنامه کافی است؟ آیا کودک نباید کودک شود؟ آیا کودکان به نوجوان نمی رسند؟ چرا نوجوانان قبل از جوانی باید بدن یا زندگی خود را از دست بدهند؟ آیا یک جوان حق کافی برای زندگی کافی برای ساختن موهای خود دارد؟
مقاماتی که از صبح به شب در مقابل دوربین و تحریم ها و تروپ روغن روغن و پوتین فقط وظایف خود را برای صحبت کردن انجام می دهند؟ بنابراین چه کسی باید موسسات خانوادگی را آموزش دهد؟
ما سر خود را به روغن نباتی فرو می کنیم و خوشحالیم که روز چهارشنبه عکس های کودکان آسیب دیده را می بینیم زیرا اطمینان داریم که فقط سمعی و بصری و آموزش باید مسئولیت پذیر باشد.
با این حال جانشین دیگر در خارج نیست. فقط برخی از ساختمانها در نزدیکی میلیاردها پارک Tai Pea هر سال وجود دارد و قانون اساسی گروه خاصی از گروه های خاصی است که از آن استفاده می کنند. با این حال چه هوای آنتن سمعی و بصری را نمی توان حساب کرد. اگر در غیر این صورت باشد اینستاگرام امروز بیشترین رسانه پخش در ایران نخواهد بود و مردم غذای ماهواره ای را جمع می کنند و آنها را در یک انبار قرار می دهند.
از طرف دیگر آموزش و پرورش همچنین در بسیاری از موضوعات بعدی شرکت می کند که آموزش و آموزش دیده نمی شود.
طبیعی است که تمام مسئولیت های پلیس را بر عهده بگیریم و به پست های همه شهرها در همه شهرها در همه شهرها برسیم و پیراهن های جدیدی را برای ما به ارمغان خواهیم آورد و بلوک جدیدی را ایجاد خواهیم کرد. ما مثل اینکه مأمور هند بودیم قطع کردیم و مردم در دست آنها بودند.
مردم حق دارند خوشحال باشند اما تا زمانی که فرهنگ خوشبختی در کشور ما برقرار نشود و وقایع ما حوادثی را مشاهده می کنیم که همه زنان جوان بسیار تلخ را رقم می زند.
بزرگترین مشکل این است که تعاریف گروه های مختلف جامعه با “خوشبختی” و همزمان و در عین حال تفسیر شده است. نتیجه این اختلاف نظر این است که کودکان در معرض شعله های آتش و سرکوب هستند و مادر و پدرشان می گویند: “شما نمی توانید ما را در خانه نگه دارید.”
سایر اطلاعات رسانه ای در ISNA تأیید ذات آن نیست و فقط درک مخاطب است.
پایان پیام